علی اکبرمعلی اکبرم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

پسر طلای ما

سیسمونی گل پسرم

1390/2/2 22:23
نویسنده : madaret
120 بازدید
اشتراک گذاری


سلام پسر ناز مامان 

 فکر کنم دیگه جات اون توی خیلی داره تنگ میشه ........... دیگه باید کم کم خودتو اماده بیرون اومدن بکنی.......خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

من و بابا هم داریم هم خودمونو هم خونه رو اماده ورود کودکمون می کنیم ............. با بابا توی این

هفته رفتیم

با پولی که بابایی برات داده تخت و کمد سفارش دادیم ، کالسکه و یه کیف برای وسایلات

خریدیم، دیگه خریدایی که مامانی برات فرستاده بود رو اوردیم خونه ................... و دکراسیون

اتاق خوابمون رو عوض کردیم و یک طرفشو برای وسایلای شما خالی کردیم ................. خدا کنه

تخت و کمدتو به موقع بیارن و بد قولی نکنند ...............

این روزا هر موقع ماشین بابا بزرگت میاد دستمون زود میریم بیرون و یه سری از خریداتو می

کنیم......................تازه با اینکه با ماشین میریم بازم خیلی زود خسته میشم و خیلی سخت شده

برام ولی با این شرایط بازم خیلی دوست دارم برات برم خرید .................... خودمم به مامانی گفتم

که می خام با سلیقه خودم برای پسر نازم خرید کنم.خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

دیروز برات پست نوشتم و اشتباهی دستم رفت روی ضربدر و پاک شد و دیگه نمی تونستم دوباره

بشینم بنویسم ، اینکه الان دارم برات می نویسم

خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar22.com

الانم که در حال تایپ کردن هستم شما دارید توی دلم بازی می کنی و حسابی لگد می پرونی ................

قربون اون بازیگوشیات بشم من ................... فعلا شب بخیر

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)