سیسمونی گل پسرم
سلام پسر ناز مامان
فکر کنم دیگه جات اون توی خیلی داره تنگ میشه ........... دیگه باید کم کم خودتو اماده بیرون اومدن بکنی.......![]()
من و بابا هم داریم هم خودمونو هم خونه رو اماده ورود کودکمون می کنیم ............. با بابا توی این
هفته رفتیم
با پولی که بابایی برات داده تخت و کمد سفارش دادیم ، کالسکه و یه کیف برای وسایلات
خریدیم، دیگه خریدایی که مامانی برات فرستاده بود رو اوردیم خونه ................... و دکراسیون
اتاق خوابمون رو عوض کردیم و یک طرفشو برای وسایلای شما خالی کردیم ................. خدا کنه
تخت و کمدتو به موقع بیارن و بد قولی نکنند ...............
این روزا هر موقع ماشین بابا بزرگت میاد دستمون زود میریم بیرون و یه سری از خریداتو می
کنیم......................تازه با اینکه با ماشین میریم بازم خیلی زود خسته میشم و خیلی سخت شده
برام ولی با این شرایط بازم خیلی دوست دارم برات برم خرید .................... خودمم به مامانی گفتم
که می خام با سلیقه خودم برای پسر نازم خرید کنم.![]()
دیروز برات پست نوشتم و اشتباهی دستم رفت روی ضربدر و پاک شد و دیگه نمی تونستم دوباره
بشینم بنویسم ، اینکه الان دارم برات می نویسم
الانم که در حال تایپ کردن هستم شما دارید توی دلم بازی می کنی و حسابی لگد می پرونی ................
قربون اون بازیگوشیات بشم من ................... فعلا شب بخیر


سیسمونی گل پسرم
