یک احساس شیرین
فدای اون سکسکه کردن های نازت بشم علی کوچولوی من............
می دونی اخه من شنیده بودم که بچه ها توی شکم مامانشون سکسکه
هم می کنند ولی چیزی از سکسکه های شما متوجه نمی شدم .............. تا اینکه امروز وقتی پای لپ تاب نشسته بودم و دستمم در انتظار حس کردن لگدای شما بود ........... یکدفعه متوجه شدم پسر کوچکم به سکسکه افتاده .............. زیر دل مامان همینجوری مثل نبض می زد البته کمی ارومتر ................. تا اینکه یه لگد زدی و چرخیدی رفتی اون طرف تر و ادامه ی سکسکه ، ............................ و من همه ی اینهارو با کف دستم احساس می کردم و کلی قربون صدقت رفتم ........
...... این هم جزئی از احساسات شیرین و به یاد ماندنی دوران حاملگی بود.
(علی اکبر در 29 هفته و 6 روزگی)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک احساس شیرین 
