استرس های آخر
عزیزکم دیگه ساک بیمارستانتم اماده کردم ............... البته هنوز یکماه مانده .............. هر موقع اومدی خوش اومدی .
......... طبیعی یا سزارین !!! مسئله این است ...
....... هر چی خدا بخاد.
دیشب همش خواب زایمان می دیدم که رفتم بیمارستان برای زایمان ............... خواب که چی بگم کابوس .............
خدایا یعنی میشه با یه چشم بهم زدن پسرمو توی بقلم ببینم ........... خدایا کمکم کن ....... من خیلی میترسم........
.
هیچ وقت نمی دونستم که دوران حاملگی و زایمان و خلاصه بچه دار شدن انقدر سخت باشه....... کسی نگفته بود....
پس بعدش چیه که همه می گن سختیش بعدشه !!!!!!!!!!!!!!!! ![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


استرس های آخر
