4 ماهگی
امروز رفتیم واکسنتو زدیم .... و الان هم خواب تشریف دارید ..... دیروز کارای خونه رو انجام
دادم تا امروز که شما مجروح هستید کاری نداشته باشم و فقط به شما سرویس بدم..
...
حالا کارایی که این مدت یاد گرفتی رو می نویسم...... وقتی می خوایم بخوابونیمت قبل از
خواب وقتی برات لالایی می خونم تو هم شروع می کنی آواز می خونی که خیلی با نمک
میشی ...... در مورد اینکه ندازیم دستتو بخوری اصلا
نمی تونیم حریفت بشیم بهت دندون گیر میدم بعد یواشکی از زیرش دستتم باهاش میخوری..![]()
گاهی اوقات هم موقع شیر خوردن وسطش دستتم چاشنیش می کنی............ دیگه به
راحتی عروسکاتو دست میگیری بازی می کنی .............. گاهی اوقات هم توی خونه حوصله
ات سر میره مامان کلاغ کلاغت میکنه که خیلی دوست داری و کلی می خندی
..........
دیگه باید کم کم یاد بگیری غلت بزنی و منم گاهی اوقات باهات تمرین میکنم...
دوست دارم نازنینم انقدر که وقتی می خوابی دلم برات تنگ میشه بارها و بارها میام بالا
سرت میشینمو نگات می کنم.![]()



4 ماهگی
