علی اکبرمعلی اکبرم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

پسر طلای ما

دوران انتظار دیدن کودکم

1390/3/9 12:59
نویسنده : madaret
137 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل پسرم .............. قند عسل مامان

الان 35 هفته و 2 روز است که توی وجود من شکل گرفتی و با هم همنفسیم .

دیگه شدیدا دلم برات تنگ شده ................ نمی دونم چرا این روزا انقدر دیر میگذره.

مامانی و دایی اینا هم 20 روز دیگه میان و من هر روز روزشماری می کنم که زودتر ببینمشون................... هفته پیش

رفتم سونو و دیدمت البته اصلا تصویر واضح نبود چون تو دیگه بزرگ شدی و فقط قسمتی از تو توی صفحه دیده می شد.

وزنت 2 کیلو و 100 گرم بود که یه مقدار برای سنت کم بود ................ عزیزم تو رو خدا یکم بیشتر به خودت برس.....

منو ببخش اگه گاهی بخاطر بی میلی چیزی نمی خورم یا کم می خورم............. منو ببخشید اگه گاهی گریه می

کنم و تو رو ناراحت می کنم ............ منو ببخش که وقتی دلم می گیره و می خام برم بیرون باید 4طبقه رو بالا و

پاییین کنم و تو رو حسابی خسته میشی که به نفس نفس بیافتی.

عزیزکم دعا کن این روزای آخر هم به خوبی و سلامتی بگذره . دوستت دارم خیلی زیاد..بوووووووووووس

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)