علی اکبرمعلی اکبرم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

پسر طلای ما

نیم سالگی قند عسلم

1390/10/16 18:03
نویسنده : madaret
221 بازدید
اشتراک گذاری

 نیم سالگیت مبارک دلبندم.....ماچ....

١٨٠ روزه که با تمام وجودم لذت با تو بودن رو حس می کنم...قلب..

وزنت ٩ کیلو و قدت ٧٠ سانتی متر (خدایا صدهزار مرتبه شکرت)

٦ ماهت تمام شد و وارد هفتمین ماه زندگیت شدی ......... مرد

کوچکم امروز با بابا بردیمت واکسنتو زدیم و الان که دارم مینویسم

شما در خواب نازت بسر میبری ................ با درد واکسنت خیلی

مردونه برخورد کردی ،اصلا انتظارشو نداشتم .....فقط موقع واکسن

زدن یه کوچولو گریه کردی و بعدش مثل آقاها برخورد کردی..خیال باطل....

این مدت اینو فهمیدم که تحمل دردت خیلی زیاده و تا خیلی دردت

نگیره گریه نمی کنی....

راستی ٢شنبه با مامانی رفتی حموم........ و مامانی هم اعتراف

کرد که حموم بردنت خیلی سخته............اخه عزیزدلم ماشاالله

حسابی سنگین شدی.....

الان تقریبا ٣ هفته است که داری غذای کمکی (فرنی . حریره بادوم)

می خوری و از فردا انشاا.. اگه حالت خوب باشه و تب نداشته باشی

سوپ رو شروع مکنم به دادن..............

دیروز گذاشتمت خونه مامانی و رفتم بیرون کار داشتم وقتی اومدم

مامانی گفت که بهت یه بیسکوییت مادر داده خوردی و حسابی

استقبال کردی ...... آخه قربونت بشم که انقدر دوست داری دنیای

اطرافترو..............

کارایی که این روزا خیلی انجام میدی : هر چیزی که به سمت میاد

سریع می گیری و توی دهنت می کنی ... خیلی دوست داری

بشینی و با کمک ما قشنگ میشینی....تازگی ها یکم داد میزنی

که خیلی با نمک میشی البته صحبتم زیاد میکنی...

بازیهایی که باهات می کنم و خیلی دوست داری: دالی موشه...

کلاغ کلاغ... سر سره بازی روی پای مامان........ بعضی اوقاتم که

باهات تمرین صحبت کردن می کنم کلی میخندی....اصلا وقتی

کسی میخاد بخندونتت روشو زمین نمیندازی و زودی می خندی

قربون اون خنده های شیرینت بشم که به من کلی انرژی میده....

راستی یادم رفت بگم که این اولین پستت توی نی نی وبلاگته .....

وبلاگتو عوض کردم به خاطر اینکه بلاگفا خیلی اذیت می کرد...و

همه ی نوشته هاتو منتقل کردم به اینجا دیگه کارم درومده باید اینجا

رو حسابی اب و جارو کنم ... بالاخره هر چی نباشه یه اسباب کشی

وبلاگی داشتیم.....

امیدوارم که اینجا جای خوبی باشه برای ثبت خاطراتت...

دیگه خیلی حرف زدم شما هم بیدار شدید تا بعد خدا نگهدار بهترینم.

اینم بازی با ببرا توی خونه مامانی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)