بهار 92
پسر گلم تا این لحظه 1 سال و 9 ماه و 11 روز و 1ساعت و 13 دقیقه و
25 ثانیه سن داری.
سال نوت مبارک گلپسرم .این دومین بهار زندگیته عزیزم
..........ما الان در کشور
هندوستان هستیمو سال جدیدو کنار مامانی و بابایی اغاز کردیم . امیدوارم که سالی پر
از شادی و سلامتی باشه گلم. راستی تا چند روزه دیگه قراره پسرخاله ی چدیدت به دنیا
بیاد
هووووورررااا فعلا قراره اسمش رضا باشه. علی جونم این روزا حسابی شیطونو بلا شدی و همین طور خیلی مستقل. عاشق بستنی هستی و مرتب میری سره یخچال و میگی بسی میخام . ماستم خیلی دوست داری طوری که اگه سر میز ماست باشه دیگه غذا نمی خوری همش میخای ماست بخوری . راستی گلپسرم من الان یک ماه و نیمه که تو رو از شیر گرفتم فقط شب اول رو تا صبح بیدار بودمو رات می بردم تا به خوابی.............. نمازاتم مرتب خیلی قشنگ می خونی ..قربونت بشم که عاشق نماز خوندنی.... یه چیز دیگه هم که تازگی یاد گرفتی اینه که مرتب راه میریو آواز می خونی که واقعا با نمکی .حیف که تا حالا موفق نشدم ازین صحنه فیلم بگیرم پسرم اینجا برات کلی خرید کردم کلی لباساو کفشای مارک دار....خلاصه تا پاییزت دیگه چیزی نیاز نداری
..........راستی امان از وقتی که لپ تاب ببینی سریع میری روشنش می کنیو منتظر می شی که صفحش بیاد قشنگ میدونی که باید چیکار کنی دیگه توی خونه لپ تاب فقط مال توئه..مننم الان یواشکی اومدم توی اتاقو درو بستم که نیای... این روزا با این شیرین کاریات نه تنها دل مارو بردی بلکه هرجا میریم هر کی ببینتت یه احساسی از خودش نشون میده........ گلپسرم فعلا برم ببینم می تونم یه سری از عکساتو بزارم..


بهار 92
