علی اکبرمعلی اکبرم، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 8 روز سن داره

پسر طلای ما

روز گذر گلپسرم

1392/5/12 15:27
نویسنده : madaret
285 بازدید
اشتراک گذاری

پسر نازنینم ..... خوشگل مامان... امروز تو عزیزم دو سال و دو  هفته سن داری...

روز به روز داری فهمیده تر و باهوش تر میشی. ..ببخشید که این روزا خیلی دیر به دیر وبلاگتو آپ میکنم

میدونی گلم که جنابالی زدی لپ تابمونو شکوندی ...همون لپتابی که چقدر روش حساس بودیم. ..و چقدرم بابا روی تمیزیش

حساس بود .....دیگه هیچی دیگه لپتاب نداریم. ..الانم با گوشیه موبایلم اومدم دارم مینویسم خیلی سخته و فونتاشم همش

قروقاطی میشه ........تو هم الان داری با مداد شمعیات بازی میکنی و گه گاهیم نقاشی میکشی .. به قول خودت چش چشم میکشی

یعنی چشم چشم دو ابرو....... امروز 25 ما رمضونه .... تو هم دیگه خسته شدی از توی خونه موندن. آخه با دهن روزه خیلی سخته

 ببریمت بیرون  اونم توی این گرمای 40 درجه. ... گرچه بازم بعضی اوقات میبرمت بیرون چون توی خونه خیلی اذیت میکنی. . 

و حالا از یه سری کارای قشنگت بنویسم: تلویزیون خونه که اکثرا شبکه پویاست .دیگه فرزند سالاریه دیگهههههه..

اسمای پسرخاله هاتو خیلی قشنگ میگی مثلا به رضا میگی اضا ( با کسره )

 بعضی از حرکاتایی که توی کارتوناو برنامه عمو پورنگ میبینی خیلی با مزه تکرار میکنی و ما کلی

میخندیم. ...... عاشق گردو سر سفره صبحانه ای......موقع غذا اگه ماست باشه فقط ماست میخوری...

اگه هندونه توی یخچال باشه جرات نمی کنم در یخچالو باز کنم  چون اگه  ببینی میخای .....وقتی بهت یه

کاریو میگم سری میگی چشم ولی کار خودتو میکنی.....بچه های کوچکتر از خودتو که میبینی سری میری 

که لپاشونو بکشی اوناهم از دست تو فرار میکنن میرن توی بغل ماماناشون.......الانم داری از سرو کولم

بالا میریو میخای باهات بازی کنم..........فقط بگم که پسر گلم خیلی دوستت دارم....فعلا بااااای.

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)