پیشرفتای نازنینم
پسر نازنینم تا این لحظه ٨ ماه و ٢ روز و ١٤ ساعت و ٥٨ دقیقه و ٢٠ ثانیه سن داری که
من اومدم و چند تا خبر بنویسم براتو برم..
عزیزم اول اینکه امروز شما بسیار بسیار قشنگ سینه خیز می رفتی و منم کلی ذوق
کردم ....الهی قربونت بشم که با این کارت امروز دلمو شاد کردی

دوم اینکه امروز که به دندونت دست زدم لثت تیز شده بود...داره دندونت یواش یواش
میزنه بیرون ههههههههههوووووووووررررررراااااااااااااااااا
سوم ......شما امشب برای اولین بارتوی خواب غلت زدی.....البته جای هر شبت یه
مقدار توی گودی قرار میگیره ولی امشب روی تخت خودمون خوابوندمت و شما
غلت زدی و قل خوردی رفتی روی تخت خودت...
پسرم امشب منو شما توی خونه تنهاییم ......آخه بابا رفته اردو اصفهان.
.......
ما هم از تنهایی اصلا نمی ترسیم .............الانم شما خوابیدو منم کم کم میام
پیشت می خابم گلم..........خیلی با نمکی پسرم و دوستت دارم از صمیم قلب


پیشرفتای نازنینم
